خرید بک لینک

زخم میخوردم ز تو این زخمها دیدن نداشت

نم نم باران پشت شیشه بوییدن نداشت

شعله ی فانوس اشعار کتابم کور شد

مجلس ختم کتابِ من که رقصیدن نداشت!

ناله را با آه و بغضم را به گریه سر کنم

آخر مسجد صدای گریه رنجیدن نداشت

پا به پای خاطراتت از نفس افتاده ام ..

ساقه از پهلو شکست و جان روییدن نداشت

با زبان بی زبانی دوستت دارم رفیق ..

ساده میگویم به تو این آه خندیدن نداشت ..

#محمدرضاکمال_پور

برچسب: نویسنده: بردیا حسینی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 14:34

صفحه بندی