زخم میخوردم ز تو این زخمها دیدن نداشت
نم نم باران پشت شیشه بوییدن نداشت
شعله ی فانوس اشعار کتابم کور شد
مجلس ختم کتابِ من که رقصیدن نداشت!
ناله را با آه و بغضم را به گریه سر کنم
آخر مسجد صدای گریه رنجیدن نداشت
پا به پای خاطراتت از نفس افتاده ام ..
ساقه از پهلو شکست و جان روییدن نداشت
با زبان بی زبانی دوستت دارم رفیق ..
ساده میگویم به تو این آه خندیدن نداشت ..
#محمدرضاکمال_پور
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینی